غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
445
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
حاجى بيك مقيد بود تفويض نمود آنگاه بهرات رفته و چند ماه در باغ زاغان بعيش و طرب گذرانيده در سلخ شوال سال مذكور متوجه ملازمت پدر بزرگوار شد و در منتصف ذيقعده بدار السلطنه سمرقند رسيد و در سنه 791 حضرت صاحبقران را داعيه چنان بود كه جهة انتقام توقتمش خان لشكر بدشت قبچاق كشد والوس جوجى خان را عرضهء نهب و تاراج كردهاند اما امرا و نوئينان زانو زده متفق اللفظ و المعنى عرضه داشتند كه مناسب چنان مينمايد كه نخست بمغولستان رفته مواد استظهار و اعتضاد ولد توغلقتمور خان و خضر خواجه اوغلان وانكاتورا را منقطع گردانيم تا در غيبت موكب همايون نتوانند كه به ممالك تركستان و ماوراء النهر تعرض رسانند آنگاه متوجه دشت قبچاق شويم و صاحب قران مظفر لوا اين ملتمس را بسمع رضا اصغا نموده در سنه مذكوره بنفس نفيس متوجه مغولستان گشت و شاهزادگان اسفنديار آثار و نوئينان رستم كردار را از طرق متعدده با جنود نامعدود به اطراف و اكناف ولايات خضر خواجه اوغلان و انكاتورا ارسال داشت تا تمامى صحارى و قفار را بنعل توسن عالم كرد و سم سمند جهان نورد پيموده پيكر بسيارى از دشمنان را در معارك ستيز بضرب تيغ و زخم تير خونريز بر خاك هلاك انداختند و اكثر ايل و الوس جته را غارتيده و عيال و اطفال ايشان را اسير ساختند و در سنه اثنى و تسعين و سبعمائه صاحبقران عاليجاه امير سليمانشاه و خداداد حسينى و امير شمس الدين عباس و برادرش امير عثمان را با جمعى ديگر از امراء عاليشان و بيست هزار سوار از سپاه جلادت نشان جهة دفع قمر الدين به همان جانب فرستاد و ايشان اطراف و جوانب مغولستان را بپاى جلادت و پهلوانى نپيموده چون بقراتال كه يورت آنكاتورا بود رسيدند شنيدند كه اولجايتو غامچلكاچى كه با چهارصد سوار پيشتر بنخجيرگيرى رفته بود در شكارگاهى به قمر الدين دوچار خورد و جنگى عظيم واقعشده بسيارى از جانبين بقتل آمدند امرا از براى تحقيق اين قضيه حسن جاندار و مش و پكش را ارسال داشتند و ايشان تا رزمگاه شتافته از كشتها پشتها ديدند و از قوم منلقو شخصى يافتند زخمدار كه رمقى از حياتش باقى بود و از تقرير او چنان معلوم شد كه قمر الدين بعد از محاربه بصحراى انچنى - بوجنى رفته است امرا بعد از تحقيق اينخبر مانند باد صرصر از عقبش در حركت آمدند و و بكنار آب ارتيش رسيده معلوم كردند كه قمر الدين از آب گذشته و به طرف تولس كه سمور و قاقم آنجا مىباشد گريخته و امرا روزى چند در آن منزل توقف كرده كسان خود را از آب گذراندند تا تمغاهاء ايشان را بر درختان آن بيشه نهادند آنگاه عنان مراجعت انعطاف داده در سمرقند بملازمت صاحبقران سعادتمند فايز شدند و چون خاطر همايون فرمان ده ربع مسكون از آن ممر جمعيت كلى حاصل نمود رايات نصرت آيات در ضمان عنايت واهب العطيات بجانب دشت قبچاق نهضت فرمود